نقش اعراب در گسترش مناطق جنوبی خراسان(منطقه عربخانه در جنوب بیرجند)

این تحقیق مربوط به پایان نامه کارشناسی ارشد آقای فیض‌الله جمالی از دانشگاه فردوسی مشهد که در سال 77 دفاع شده است، در این زمینه بوده و نقش اعراب را در گسترش این منطقه بازگو کرده است.

منطقه عربخانه در جنوب بیرجند، کیلومتر 130 جاده زاهدان و در شمال نهبندان است که از شرق به کشور افغانستان و از غرب به کویر و از شمال به سربیشه و از جنوب به بخش شوسف منتهی می‌شود و امروز از نظر تقسیمات کشوری از مناطق پر جمعیت بخش شوسف شهرستان نهبندان به شمار می‌رود.
بر خلاف نویسندگان فرهنگ جغرافیایی، شمار آبادی‌های آن از مرز چهارصد پارچه آبادی هم می‌گذرد و جمعیت آن نیز با وجود مهاجرت‌های بسیاری که به شهرهایی چون تهران، مشهد، کرمان، بیرجند و... شده، باز هم چشمگیر است. پیشه اصلی مردم آن دیار، دامپروری و کشاورزی است که به جهت نداشتن الگوی درست و خشکسالی‌های پیاپی، سخت مورد تهدید قرار گرفته است. قالی‌بافی و گلیم و پلاس و جاجیم از شمار هنرهای دستی محل بوده و عمده محصولات کشاورزی غلات است و میوه‌های متنوعی چون انار، زردآلو، انگور و...نیز به دست می‌آید.
مقبره‌های متبرک امامزاده سیدعلی و سیدالحسین و شیخ صالح که هر ساله زایران بسیاری دارند، در این منطقه است که از این امامزاده‌ها، کرامات و بزرگواری‌هایی صادر شده که زبانزد اهل محل است.
منطقه عربخانه از حیث منابع زیرزمینی دارای استعدادهای بالقوه و بالفعلی است که متأسفانه از این قابلیتها تنها ‌اندکی شناسایی شده و به بالفعل درآمده؛ از جمله اینها، معدن مس قلعه زری و چندین معدن منیزیم. امیدواریم در آینده نه چندان دور شاهد بالفعل شدن استعدادهای بالقوه باشیم.

بنا بر قول تاریخ نویسان عهد نادر، زمان اولیه مهاجرت قوم عرب بدین دیار، به روزگار نادر شاه می‌رسد، بنا بر ملاحظاتی این قول چندان مستند نمی‌نماید و قابل اعتماد نیست.
1ـ دلیل نخست بر رد قول فوق کهنگی زبان مردم این ناحیه است، چه در دایره واژگانی آنان واژه‌های بسیار کهنه‌ای یافت می‌شود که امروزه در قاموس زبان خوزستانی‌ها کاربرد ندارد و حتی در نزد اعراب دیگر نیز این سری واژه‌ها تنها در فرهنگ‌ها قابل رؤیت است و همچنین این واژه‌ها از لغات پر کاربرد نهج‌البلاغه و شاعران جنوب عراق چون دعبل خراعی است. از ذکر فهرست و سیاهه‌ای از این لغات فعلا می‌گذریم و آنها را به مقاله‌ای تخصصی که در این زمینهاچاپ،خواهدشد،وا‌می‌گذاریم.
2ـ وقوع قلاع بسیار قدیمی که قدمت تاریخی آنها به بیش از چند صد سال پیش از نادرشاه می‌رسد، درستی سخن گفته،شده،راموردشک،قرارمی‌دهد.
3ـ عدم خویشاوندی و شباهت چشمگیر بین گویش‌های زبانی این دیار با اعراب خوزستان.
4ـ چون در تاریخ مواردی سراغ داریم که هرگاه مردمی از ناحیه‌های به ناحیه دیگر هجرت کرده‌اند، نام آن محل‌ها را نیز با خود برده و در محل جدید گذاشته‌اند، از جمله زردشتیان ایران که به هندوستان رفته‌اند، چنین کرده‌اند، وجود نام‌های مکانی چون عاقول و بورغان که تداعی‌گر مکان‌هایی چون دیر عاقول بصره و بورغان شمال کویت است، می‌تواند دلیلی بر خاستگاه اولیه این قوم باشد.

5ـ تاریخدانان بزرگی چون دکتر شهیدی و دیگران بر این باورند که اعراب این ناحیه، جزو طوایف اولیه اعرابی هستند که همراه فاتحان و غازیان اسلام برای سرکوبی شورش‌ها، بومیان به خراسان بزرگ و سیستان مهاجرت کردند که بیشتر این طوایف، هویت خویش را از دست داده‌اند و مستحیل شدند، اما اعراب به خاطر قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی خاص، قادر به حفظ زبان اصلی خویش به صورت شکسته و بسته شدند.
6ـ تاریخ شفاهی مردم نیز بیانگر قدمت تاریخی بیش از دوره نادر برای مردم این ناحیه است.
به دلیل همجواری ایران با سرزمین‌های عرب‌نشین از زمان‌های قدیم، روابط گوناگونی میان اعراب و کشور ما برقرار بود و گروه‌هایی از مردم عرب برای اسکان و زندگی به ویژه در شرایط نامساعد طبیعی و سیاسی به سوی ایران می‌آمدند. تا پیش از ظهور اسلام، اعراب مهاجر کمتر به داخل ایران می‌آمدند و عمده در نواحی که در نفوذ و سیطره حکومت‌های،ایرانی،بود،مستقرمی‌شدند.
«حیره» و سرزمین‌های مجاور آن ـ سرزمین کنونی «عراق» ـ از مراکز عرب نشینی بود که بیشتر سکنه آن را اعرابی تشکیل می‌دادند که پس از فروپاشی حکومت‌های ناحیه جنوبی (جزیرة‌العرب) به آنجا مهاجرت کردند و بعدها نیز افرادی از دیگر نقاط جزیره‌العرب به جمع مهاجران پیشین پیوستند. زمانی که حکومت ساسانیان در قرن سوم میلادی در ایران به حکومت رسیدند، این ناحیه که در حاکمیت «آل لخم» یا «لخمیان» بود، تحت نفوذ این دولت قرار گرفت و دولت حیره به حفظ منافع ایران در ناحیه همت گماشت، به گونه‌ای که نه تنها به مانند سدی محکم از هجوم و ورود قبایل مهاجم عرب به ایران جلوگیری می‌کرد، بلکه در جنگ‌های ایران و روم، به عنوان متحد ایران در نبردها شرکت می‌کرد. آنان همچنین آداب و رسوم و تمدن ایران را به عربستان منتقل می‌کردند.
با ظهور اسلام، گسترش آن و فتح کشورهای غیر اسلامی توسط اعراب مسلمان در قرن اول هجری، زمینه مناسب برای مهاجرت گسترده اعراب و استقرار آنها در نقاط گوناگون ایران فراهم شد. کشور ایران در آن زمان از شرق به رودسندوازغرب،به،رودفرات،محدودمی‌شد.
سرزمین گسترده ایران به یکباره در سیطره اعراب درنیامد. تسلط مسلمانان بر ایران تدریجی، اما با موفقیت صورت گرفت. نخستین ناحیه مورد توجه اعراب، عراق بود و آنان در سال دوازدهم هجری با نیروی کوچک و سپس با صلح شهر حیره را فتح کردند. با فتح این شهر، کلید تصرف «بین النهرین» به دست مسلمانان عرب افتاد. پس از حیره، شهرهای دیگر ناحیه مانند «انبار‌»، «‌ابله‌» و «‌عین التمّر‌» یکی پس از دیگری و در مدت کوتاهی تسخیر شدند. از آن پس تا هنگام جنگ قادسیه، نبردهای متعددی میان ایرانیان و اعراب رخ داد که گاه ایرانیان و زمانی مسلمانان پیروز می‌شدندوبرمتصرفات،خودمی‌افزودند.
مهاجرت اعراب از صدر اسلام تا زمان حاضر ادامه یافته و بدیهی است که در بسیاری از نقاط ایران، اعراب مهاجر به تدریج و به مرور زمان در جمعیت‌های محلی مستحیل شده و بسیاری از آنان از ویژگی‌های فرهنگی خود دور شده و فرهنگ و زبان مردم ایران را آموختند، به گونه‌ای که امروزه در برخی نقاط کشور تمیز و تشخیص اعراب از دیگر سکنه اگر غیر ممکن نباشد، کاری بس دشوار است، اما در برخی نواحی که اعراب مهاجر تشکیل گروه‌های جمعیتی بزرگی را داده بودند، مانند سواحل خلیج فارس و جنوب خراسان، به دلیل حفظ و حراست از برخی ویژگی‌های فرهنگی خود، عرب بودن آنها مشخص و آشکار است.

«‌سایکس‌» که از سال 1892 تا 1918 میلادی به ایران سفر کرده است در سفرنامه خود می‌نویسد:
«در شهر بیرجند و توابع و میان ایلات و عشایر اطراف جماعت کثیری به زبان عربی تکلم می‌کنند، امیر و خانواده او نیز زبان عربی،رابه،دیگرالسنه،ترجیحمی‌دهند.»
هم‌اکنون نیز علاوه بر خوزستان که بیشتر مردم آن عرب بوده و به زبان عربی تکلم می‌کنند، در برخی نقاط دیگر از جمله جنوب خراسان، هنوز تعدادی از اعراب ـ هرچند شمار آنان‌ اندک است ـ به زبان عربی سخن می‌گویند.»
ساختارقومی
‏استان خراسان، سکونتگاه بسیاری از اقوام ایران است. «در محدوده سیاسی مذکور کردها» ترک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و... در گروه‌های چند صد نفری و یا چند ده هزار نفری گذران زندگی می‌کنند. پراکندگی و تنوع اقوام در شمال استان بیشتر است. «در تاریخ گروه‌های قومی از خارج و یا داخل ایران به دلخواه یا به اجبار به این ناحیه مهاجرت کرده‌اند و اکنون در مساحت 40 ‏هزار کیلومتری آن با آرامش در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند؛ فارس‌ها، ترک‌ها، بلوچ‌ها،عرب‌ها. هزاره‌ای‌ها و لرها اقوامی هستند که یا به صورت منفرد و یا همراه با یکدیگر در آبادیها و نقاط ‏شهری در شمال خراسان مستقر شده‌اند.
‏در جنوب استان خراسان با آن که نسبت به شمال استان از وسعت بیشتری برخوردار است، گروه‌های قومی کمتری سکونت دارند که این امر از یک سو با ویژگی‌های طبیعی ناحیه و از سوی دیگر، شرایط اجتماعی و سیاسی آن در سالیان گذشته، در ارتباطاست. هم‌اکنون علاوه بر فارس‌ها که سکنه بومی محل هستند، عرب‌ها، بلوچ‌ها، تاجیک‌ها و افغان‌ها در ناحیه زندگی می‌کنندکه،بیشترآنهادرطول،نوارمرزی،ایران،باافغانستان،مستقرشده‌اند.
عرب‌ها مهمترین گروه قومی جنوب خراسان عربها هستند که سابقه سکونت آنها در ناحیه به صدر اسلام بازمی‌گردد. هرچند گفته می‌شود در دوران حکومت نادر نیز گروهی از عربها به ناحیه کوچانیده شده‌اند. عربها در ناحیه از قدرت و تمکن ویژه‌ای برخوردار بودندکه تا دهه‌های اخیر نیز ادامه داشت. توضیح بیشتر درباره این گروه در صفحات آینده که تحقیقی است بسیار جامع در ارتباط با سیر ورود اعراب به این منطقه و همچنین اطلاعات بسیاری از همه روستاهایعربخانهخواهیم داشت.

نظرات کاربران:

ضمن تشکر از تابناک به جهت تلاش برای روشنگرایی و حفظ ریشه های وحدت میان اقوام ایرانی و با تشکر از توضیحات آقای جمالی، یکی از نکات قابل توجه در حفظ زبان و فرهنگ منطقه عربخانه بیرجند ،تلاش مردم آن منطقه برای جلوگیری از اختلاط نژادی با افراد خارج از قوم می باشد و تاکید بر حفظ نژاد و جلوگیری از اختلاط نژادی کماکان به عنوان یک اصل میان اهالی بومی عربخانه ساکن در شهرهای تهران، مشهد و قوچان و دیگر شهرهای خراسان همچنان به چشم می خورد. در میان اهالی منطقه عربخانه آموزش هفت نسل(پشت) افراد به فرزندان از وظایف پدر خانواده محسوب می شد هم اکنون نیز برخی نام جوانان عرب منطقه عربخانه، اگرچه شاید هرگز به منطقه سفری نکرده باشند بصورت سه یا چهار اسمی شامل نام نام پدر و نام جد و جد پدری ذکر می شود. موضوع نقالی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها در شب نشینی ها معمولا ازدواج فلانی با فردی خارج از قبله یا عشیره وشناسایی،فرزندان،ونوادگان،این،ازدواج،بوده،وهست .
شاید یکی از دلایل حفظ یکپارچگی نسل در میان اهالی منطقه عربخانه ، تلاش برای حفظ سیادت اهالی منطقه یا اتصال،به
،
نیایی،باشهرتی،خاص،باشد.
متاسفانه وجود برخی حساسیتها و تلاش اهالی محل برای مکالمه با زبانی که برای دیگران نامفهوم باشد باعث شده است تا برخی افعال موجود در زبان فارسی ، اردو و بعضا انگلیسی در گویش اهالی منطقه صرف شود . این امر باعث شده بود تا علیرغم درک مکالمات زبان عربی، تکلم اهالی محل برای دیگر اعراب خارج از منطقه نامفهوم باشد. یکی از مسائلی که در این رابطه می توان مد نظر قرار داد موضوع مهاجرت برخی تجار قدیمی استان فارس به جنوب و شرق آفریقا بویژه مناطق مسلمان نشین زنگبار و تانگانیگا است که باعث ترویج و نشر اسلام در آفریقا بوده است . بازخورد این مهاجرت ها ورود برخی نژادهای افریقایی به کشورهای حاشیه خلیج فارس ،برخی مناطق خوزستان و مناطق شرقی کشورمان می باشد. در رابطه با این موضوع می توان به برخی ویژگیهای فرهنگی و نژادی بعضی،مناطق،عربخانه،نیزاشاره،نمود.
از دیگر موارد خاص قابل ذکر در رابطه با منطقه عربخانه این است که علیرغم عدم وجود هیچگونه سابقه ای میان اعراب منطقه عربخانه و اعراب بومی شیراز، طرز گویش و برخی کلمات مشترک حاکی از سوابق تاریخی مشترک این،اقوام به یکدیگرمیباشد.میان این دوقومی که هرگز
به نظر می رسد برخی ساکنین منطقه عربخانه نظیر کندر و بورغان(بورگان) به شباهت به نمنطقه عربخانه در برخی ه کشورهای حاشیه دست شما درد نکنه که به فکر این منطقه هستید. کاش عزیزان به فکر آبادانی قبل از خالی از سکنه

 

 

  
نویسنده : lafteh ahwazi ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :

شریف الادریسی مؤلف نرهه المشتاق فی اختراق الآفاق(Al-Idrissi)

sشریف الادریسی، مولف نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق

موضوع تحقیق: ایران در نزهه المشتاق ادریسی

کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق،(گردش دوستدار سیر در نقاط دور دست) ، این کتاب از متون کهن عربی جغرافیایی تاریخی قرن ششم است. با توجه به موضوع پایان نامه حوزه تحقیق، محدود به قلمرو جغرافیایی ایران است. محتویات یایان نامه علاوه بر صفحه عنوان تحقیق، صفحه مربوط به تشکر و سپاس و فهرست در 131 صفحه تدوین شده است، و شامل مقدمه و ده فصل می باشد. درپایان تحقیق صفحه نتایج و فهرست منابع و چکیده انگلیسی قرار دارند.

معرفی مولف: نام کامل شریف ادریسی

محمد بن محمد بن عبدالله بن ادریس بن یحیی بن علی بن حمود ابن میمون بن احمد بن علی بن عبیدالله بن عمر بن ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب.

شهرت ادریسی،چون نسب وی به عمربن ادریس ازنبیرگان امام حسن بن علی (ع) وفاطمه الزهرا(ع )می رسد،به همین جهت به عنوان شریف اذریسی شهرت یافته است.عمر بن ادریس بن حسن بن حسن بن علی(ع) ملقب به ادریس اول، بنیانگذار دولت ادریسیان بود، که در قرن دوم هجری( 172هجری) در نواحی سبته امارتی مستقل تاسیس کرد. ادریسی اول در سال177 هجری وفات یافت، اما دولت ادریسیان تا سال 375 هجری پا بر جا بود. اجداد شریف ادریسی از حاکمان امارت مالقه بودند. بعد از دست دادن قدرت به سبته در شمال مراکش رفتند.شریف ادریسی در سال 493 هجری در سبته متولد شد.

القاب ادریسی: شریف الادریسی، الحمودی، الصقلی، القرطبی هستند(صفدی،خلیل: الوافی بالوفیات ، قرن هفتم)

سفرهای ادریسی:

1-                 او متولد سبته در شمال مراکش در شمال افریقاست.

2-                 در 17 سالگی برای تحصیل به قرطبه رفت و به نواحی  اندلس(اسپانیا) سفر کرد.

3-                 درسفرهای بعدی وی به مصر و حجاز و نواحی قسطنطنیه و سواحل آسیای صغیر رفت،

4- او تا سواحل فرانسه و انگلیس رسید.

      اقامت ادریسی در سیسیل:

ادریسی در سال 533هجری(40 سالگی) به دربار روجر دوم پادشاه سیسیل در پالرمو راه یافت. درسال 537هجری تالیف نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق یا همان کتاب الروجاری را آغاز کرد. و در سال 548 هجری، اندکی پیش از مرگ روجر دوم آن را به پایان رساند.

فوت ادریسی : وی در سال 560هجری (67 سالگی)به سبته مراجعه و در همانجا فوت کرد.

ادریسی در سال 558هجری کتاب معروف به الادریسی الصغیر را برای ویلیام اول تالیف می کند.

تالیفات ادریسی:

1-     کتاب الادریسی الصغیر همان کتاب روض الانس ونزهه النفس است. که از آن با نام المسالک و الممالک برده می شود. وبه نام ا لادریسی الصغیر گفته می شود تا با کتاب نزهه المشتاق اشتباه نشود این کتاب موجود نیست. اما دو نسخه ناقص از آن هست :

الف- یکی در کتابخانه حکیم اوغلو در استانبول تحت عنوان: ا نس المهج و روض الفرج

ب- ونسخه دیگر از آن در دمشق تحت عنوان : روض الفرج و نزهه المهج هست

سارتن اعتقاد داردکه نسخه موجوداز روض الفرج یا الادریسی الصغیرخلاصه ونسخه ناقصی است که توسط یک شخص ناشناس درسال1192م/591هجری(30 سال بعداز فوت ادریسی)نوشته شده است. این کتاب موجود نیست. ابو الفداء( قرن 8) در کتاب تقویم البلدان  از آن سود جسته ونام برده است (رنو، 26)

2-     رساله جامع لاشتات النبات است، این کتاب به نام ، المفردات و نیز به نام الادویه المفرده نیز خوانده می شود. این کتاب در زمینه گیاه شناسی و علم نباتات و داروسازی است. در این کتاب نام 360 گیاه و ادویه مفرده و نام های مترادف آنها در زبان های مختلف از جمله زبانهای یونانی و رومی است که گاهی به 12 نام مترادف می رسد. این کتاب در کتابخانه فاتح استانبول موجود است. ابن بیطار (قرن نیمه دوم ششم)در کتاب الجامع لمفردات از آن سود جسته است.

3-     کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الآفاق، که موضوع این تحقیق است.

ادریسی تالیف این کتاب را به درخواست روجر دوم در سال 537 هجری آغاز کرد ودر سال548 هجری ، در سه مرحله و اندکی قبل از مرگ روجر دوم پایان داد.

الف- ادریسی ابتدا یک نقشه کره ای از نقره خالص ساخت، که این نقشه در سال 555 هجری درجریان شورش داخلی در هم شکست و غارت شد.

ب- در مرحله دوم، ادریسی سه نقشه از جهان شناخته شده عصر خود ترسیم کرد.

نقشه های ادریسی:

1-نقشه بیضوی: براساس اعتقادادریسی به اینکه کره زمین همچون زرده تخم مرغ درفضا معلق است.

2- نقشه مدور: که بر اساس وجود دو دریای بزرگ(اقیانوس) در جهان است. این نقشه از این حیث با اطلس اسلام ارتباط دارد.

3 -نقشه مستطیلی: کتاب نزهه المشتاق توصیح این نقشه مستطیلی است.در این نقشه ادریسی بدلخواه خود جهان شناخته شده عصر خود بر مطابق دیدگاه بطلمیوس به هفت اقلیم تقیسم کرد. وسپس هر کدام از اقالیم را به ده بخش تقیسم کرد.  ادریسی کتاب نزهه المشتاق را درهفت فصل و جمعا هفتاد بخش برای توضیح نقشه مستطیلی خود تالیف کرد.

مهم ترین منابع ومصادر اطلاعات ادریسی:

ایشان در مقدمه بصورت کلی به منابع خود اشاره داشته است. از مهمترین منابع ومصادرادریسی:

1-                 کتاب های جغرافیایی تاریخی مولفان معروف قرن سوم وچهارم

الف-ابنخرداذبه(250هجری)ب-یعقوبی(257هجری)ج-اصخطری(هجری340)د- ابن حوقل(367هجری)

2-اطلاعات از سفارت ها، گروههای اعزامی روجر برای کسب اطلاعات، جهانگردان، حاجیان، بازرگانان

3- اطلاعات و سفرهای خودش

ارزیابی کلی اطلاعات ادریسی در نزهه المشتاق( پیشینه تحقیق )

پژوهش در نزهة المشتاق  به علت تعدد اقطار و تنوع مطالب به عنوان یک واحد، کار دشواری است، به این علت مطالعه آن با شیوه تحلیل پای به پای نقشه و متن برای هر یک از  اقطار مختلف بطور جداگانه صورت گرفته است.

الف-اطلاعات ادریسی  در باره  اسپانیا، سیسیل و نواحی ایتالیا و رومانی و شبه جزیره بالکان و اوضاع اقتصادی امپراتوری بیزانس و بلغارستان از همه مهمتر است، زیرا به خلاف دیگر بخش ها، مبتنی بر مشاهدات اوست. اطلاعات وی در باب سرزمینهای اروپایی مهم است چون به آنجاسفرکرده وبامحیط اروپایی درارتباط بوده است.

- تحقیق در باره مناطق ایتالیا وسیسیل بوسیله آماری و اسکیاپارلی انجام شد و قسمت مربوط به جزیره بالکان کتاب هم توسط توماشک تحلیل ممتازی شد.

ب-  اطلاعات ادریسی در باره اسپانیا و افریقای شمالی مهم است.چون در آنجا اقامت و تحصیل داشت.

-تحقیق در باره مناطق اسپانیا و افریقای شمالی توسط دوزی و دخویه انجام گرفت،

ج- اطلاعات ادریسی در باب جزیره عرب و مغرب وصقلیه و اندلس مهم است، چون ادریسی به مدت بیست سال در نواحی افریقای شمالی در رفت و آمد بود.

- تحقیق در باره تاریخ یهود عراق از نزهة المشتاق، توسط یوسف رزق الله غنیمه انجام شد.

- تحقیق در باره جزیره و عراق از نزهة المشتاق، توسط ابراهیم شوکه انجام شد.

- تحقیق درباره سوریه ولبنان وفلسطین واردن ازنزهة المشتاق فی اختراق الآفاق،توسط ابراهیم شوکه

-قسمت کم اهمیت کتاب، راجع شام و فلسطین توسط گیلدمایستر و براندل و مدنیکوف انجام شد.

د-با بخشهای غیر مسلمان افریقایی و مصر آشنایی نداشته است.

- هارتمان از قرن هجدهم، با تحقیق خود در باره افریقا از نظر ادریسی، خشت اول این بنا را نهاد.

ه- با بخشهای شرقی از جمله چین و هند و مناطق غیر مسلمان آسیا آشنایی نداشته است. و اطلاعات مستقیم وشخصی نداشته است.

و- به ایرا ن سفر نکرده است وآشنایی و اطلاعات شخصی از ایرا ن نداشته است.

ارزیابی اطلاعات ادریسی در باب ایران:

پژوهش حاضر با توجه به حوزه موضوع پایان نامه، محدود به قلمروی جغرافیایی ایران است. در این نوشتار برای بررسی و ارزیابی گزارش ایران از نظر ادریسی و مقایسه با نویسندگان جغرافیایی قبل از آن، ابتدا متن نوشته های ادریسی راجع به ایران استخراج و ترجمه شد و پس از آن عین متن، مطالب مربوط به ایران از نوشته های جغرافیایی تاریخی ابن خرداذبه(864م/250هـ)؛ یعقوبی(891م/257هـ)؛ ابن رسته(903م/290هـ)؛ ابن فقیه(903/290هـ)؛ ابن فضلان(921م/309 هـ)؛ اصطخری(951م/340هـ)؛ ابن حوقل(978م/367هـ)؛ مقدسی(985م/375هـ)؛ استخراج و ترجمه گردید و این نوشته ها به حسب میزان ارتباط با متن گزارش ادریسی،با ذکر صفحه و به ترتیب تاریخ تألیف برای امکان مقایسه در زیرنویس گنجانیده شدند. تا ارزش و میزان سندیت و قوت مطالب نزهة المشتاق در باب ایران مشخص شود.

الف- نسخه نزهه المشتاق مورد استفاده در این تحقیق : نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق، از این کتاب نسخه­های متعدد موجود است.که در مقدمه به آنها پرداخت شده است. نسخه حاضر مورد استفاده این پژوهش از انتشارات ؛ بیروت، عالم الکتب، 1409 هجری است، این نسخه اولین بار توسط مرکز ایتالیایی مطالعات شرق دور و نزدیک در خلال سال 1970 تا 1984 میلادی در روم چاپ شد.

ب- گزارش ایران ادریسی در پنج بخش از سه فصل کتاب نزهه المشتاق قرار دارد.

ج- مطالب راجع ایران با همان ترتیب کتاب نزهه المشتاق استخراج گردید.در پایان هر متن شماره صفحه مربوطه قید شده است.

د-برحسب میزان ارتباط باگزارش ادریسی درباب ایران،عین متن نوشته های ابن خرداذبه(250هجری)، یعقوبی(257هجری)،ابنرسته(290هجری)،ابنفقیه(290هج)، فضلان (309هجری)،اصخطری(هجری340)،ابن حوقل(367هجری)، مقدسی(375) از منابع جغرافیایی تاریخی اصیل و دسته اول استخراج و با ذکر صفحه به ترتیب تاریخ تالیف در زیر نویس قرار دارد.

ارزش و میزان سندیت مطالب نزهة المشتاق در باب ایران

ادریسی به ایران سفر نکرده است و معلومات شخصی در باره ایران نداشته است، وی گزارش ایران نزهة المشتاق  را از منابع جغرافیایی تاریخی نویسندگان قبل از خود استفاده کرده است. ادریسی در قرن ششم اطلاعات راجع ایران را که از عهد نویسندگان قدیم مسلمین آغاز می شود و به نویسندگانی خاتمه می یابد که آن شرح را مرقوم داشتند، را از متون آن منابع جمع آوری کرده و در تألیف کتاب نزهة المشتاق بدون ذکر مآخذ آنها رونویسی و اقتباس کرده است . در نتیجه گزارش ادریسی ایران از نزهة المشتاق در مقایسه با منابع جغرافیایی تاریخی پیش از قرن ششم بدلیل نقص و کمبود منابع و مآخذ از سندیت و قوت برخودار نیست.در ده فصل این پایان نامه امکان مقایسه و ارزیابی مطالب گزارش ادریسی ایران از نزهة المشتاق با اطلاعات نوشته های منابع جغرافیایی تاریخی پیش از قرن ششم میسر است.

 

 

نتایج

1-                 انگیزه ادریسی در تألیف نزهة المشتاق، همان انگیزه رایج در میان  مسلمانان نبود. وی در نتیجه انجام فریضه دینی حج به هنگام استطاعت و یا مسافرت برای اجرای دستور قرآن این کتاب را تألیف ننمود، بلکه کتاب ادریسی نتیجه حاصل ابتکار و خواست یک حاکم مسیحی است که با انگیزه علمی آشنایی با جهان شناخته شده قرن ششم انجام گرفت.

2-                 کتاب ادریسی را به دلیل تعدد اقطار و تنوع مطالب نمی توان بعنوان یک واحد کامل بررسی کرد. در این کتاب مطالب مربوط به یک سرزمین واحد همراه و دنباله هم نیستند و به این علت نوشته های راجع یک کشور واحد همچون مصر یا ایران در این کتاب بصورت مجزا از هم قرار دارند.

3-                 در نوشته های ادریسی معلوم نیست که مقصود وی از میل،کدام میل است. چون میل ادریسی (1555 متر)، میل فرنگی(1609 متر) و میل عربی(1878 متر) است. این آشفتگی در مسافت ها نیز مشهود است، هر مرحله کوتاه ادریسی(21میل)و هر مرحله بلند ادریسی(28میل) و در مقابل هر مرحله کوتاه عربی(24میل) و یک مرحله بلندعربی حدود(30 میل)است. نوشته های ادریسی درباره مسافت ها قابل اعتماد نیستند.

4-  گزارش ایران ادریسی غالبا رونویسی از متن نوشته های ابن خردادبه، یعقوبی، اصطخری، ابن حوقل و یا اطلاعاتی که از آنان و منابع و مصادر نا مشخص اقتباس کرده است.

5- ادریسی در نزهة المشتاق، در مواردی نام مکان ها، شهرها و نواحی را اشتباه ثبت کرده است که این نشان بر بی دقتی در نوشتار اوست.

6- ادریسی منابع و مآخذ متن نوشته ها و اطلاعات کتاب نزهة المشتاق را مشخص نکرده است، ادریسی درگزارش ایران از منابع جغرافیایی تاریخی نویسندگان قبل از خود سود جسته و در مقدمه کتاب نام آنان را به صورت کلی آورده است،که این نمی تواند ضعف سندیت گزارش ایران ادریسی، از حیث کمبود و نقص منابع و مأخذ جبران کند.

7-ادریسی در قرن ششم به ایرا ن سفر نکرده و اطلاعات شخصی از ایران نداشته است. ادریسی اطلاعات خود را از منابع قرن سوم وچهارم برده است. اطلاعات راجع ایران از قرن چهارم تا قرن ششم ادریسی معلوم نیست از کجاست؟

8- ادریسی گزارش ایران را از نوشته های مولفان قرن سوم وچهارم پس از جمع آوری،رونویسی واقتباس  کرده است.بامقایسه گزارش ادریسی با متن نوشته های آن منابع، بی دقتی درنوشتار وی مشخص است.

مزایای گزارش ایران ادریسی :ادریسی در نزهة المشتاق ، جهان شناخته شده عصر خود را توصیف کرده است. این کتاب دایره المعارف جغرافیایی از قرن ششم هجری است که راجع همه کشورهای در قلمرو اسلام و مناطق مسیحی اطلاعات دارد. گزارش ایران در نزهة المشتاق محتوی اطلاعاتی راجع همه مناطق و شهرها و نواحی ایران است. کتاب ادریسی از حیث حجم اطلاعات راجع ایران می تواند بعنوان جانشین کتاب احسن التقاسیم، مقدسی باشد، که اکنون در دسترس است. ادریسی در کتاب خود به مقدسی و کتاب احسن التقاسیم اشاره نکرده است و به نظر می رسد از این کتاب اطلاعی نداشته و سودی نجسته است

جایگاه و اهمیت ادریسی:

1- کتاب ادریسی دراروپا تنها اثرمهم ازقرن ششم هجری است که درنقشه کشی اروپادرقرن هشتم هجری بعنوان نموداری ازمیراث بطلمیوس به شماررفت،چون نقشه بطلمیوس درمغرب زمین بکلی فراموش شده بود.

2-آنچه دانشمندان عرب در باره غرب نوشته اند از کتاب ادریسی اخذ گردیده است.

3-ادریسی اولین فردی است که شیوه ترسیم موسوم به اسقاط را که مبتنی بر رسم خطوط که در طول وعرض متقاطع هستند را بکار گرفت. ادریس در مورد ابتکار شیوه اسقاط در نقشه نزدیک به 400 سال بر میرکاتور قرن 16 میلادی تقدم دارد.(اسقاط عبارت از رسم بر لوحه و تطبیق عملی آن است)

4- اولین کسی که فرهنک دانش گیاه شناسی(دایره المعارف ) را به زبانهای عربی، سریانی، یونانی، هندی، لاتینی، بربری را تدوین کرد.

5-اولین کسی که داستان(مغامرون) خطرکردن جوانان مغرور در دریای ظلمات به تصور خشکی در ماوراء اقیانوس اطلس را پرداخت است.

مولفانی که از کتابهای ادریسی سود جسته اند.

1-  ابن بیطار قرن ششم اهل مالقه درکتاب جامع لمفردات از کتاب المفردات(جامع لاشتات النبات)ادریسی سود جسته است.

2- ابن سعید مغربی جغرافی نگارقرن7(المغرب فی حلی المغرب) درکتاب الجغرافیا فی الاقالیم السبع از ادریسی سود جسته است.

3-ابو الفداء قرن هشتم (المختصر فی تاریخ البشر)از ایوبیان حاکم حماه است و در کتاب تقویم البلدان از شیوه ادریسی  در ترتیب و توالی ونحوه شرح اجزای مناطق استفاده کرده است . ابوالفداء از ضعف ونواقص اطلاعات ابن سعید مغربی ایراد گرفته است. وی بخصوص اطلاعات بخش راجع به اندلس ومغرب از نزهه المشتاق ادریسی سود جسته است. هر چند ابوالفداء به مورد مناطق ایران برتری خاص قایل شد و از همان شیوه مکتب کلاسیک جغرافی نگاران قرن 4 پیروی کرده است.ابی الفداء در تقویم البلدان از کتاب مفقود روض الفرج(الادریسی الصغیر) نام برده وسود جسته است. (رنو،26)

4- حمداله مستوفی قرن 8(تاریخ گزیده) در کتاب جغرافیایی نزهه القلوب علاوه بر عنوان نزهه درترتیب و توالی وشرح اجزای مناطق ایران به شیوه ادریسی عمل کرده است. او محدوده جغرافیایی ایران را با خطوط متقاطع به مربع های کوچک و مساوی در آورده واجزای آن را شرح داده است.    

سارتن در باره ادریسی می گوید:

ادریسی در کتاب الروجاری یا نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق به توصیف جغرافیای جهان پرداخت(سارتن،1535).این کتاب  استادانه ترین توصیف جهان در قرون وسطی است، و برخلاف تقریبا تمام جغرافیاهای اسلامی اطلاعاتی تقریبا راجع به همه کشورهای مسیحی، همچنین راجع به عالم اسلام دارد و این ناشی از آن است که حامی ادریسی یک شاه مسیحی بود(سارتن، 1535). ادریسی جغرافی دان مسلمان، از بزرگترین جغرافی دانان و نقشه نگاران قرون وسطی است، که در بار نورمانها در پالرمو برآمد(سارتن، 1535)                   

                                           laftehsawari@Yahoo.com

  
نویسنده : lafteh ahwazi ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :